محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

294

خلد برين ( فارسى )

آسمان جاه گرديد و موكب همايون شاهزاده در نواحى قريهء ساق سلمان منزل گزيده بعد از انقضاى سه روز از آنجا كوچ بر كوچ روان و در عرض راه امير خان به حكم مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ « 1 » به مرض وجع مفاصل گرفتار شد و شدت وجع ، قوت سوارى از وى گرفته به پايمردى محفه قطع مسافت مىنمود تا رايت ظفر آيت آن حضرت به حدود آذربايجان رسيد . و چون اعاظم امراء و اركان دولت ابد مدت مژدهء قرب ورود شاهزادهء گردون منزلت را شنيدند از سر قدم ساخته متوجه استقبال آن حضرت گرديدند و بعد از ادراك شرف پاىبوس در بعضى از ييلاقات آذربايجان ، گوهر رخشان را به درياى بىكران رسانيدند و شهريار دريا دل به ورود جگر گوشهء ارجمند و فرزند سعادتمند خوشدل و خرسند گرديده بزم عشرت و شادمانى فرو چيد و بقيهء فصل تابستان را در ييلاقات مذكور به عيش و نشاط گذرانيده چون باد خزان آغاز خنكى نمود شهريار به استحقاق متوجه دار السلطنهء تبريز گرديد . اما امير خان همچنان مريض و ناتوان در موكب ظفرنشان روزگار مىگذرانيد تا در شب يكشنبه دوازدهم شهر شعبان بساط زندگانى در نوشته متوجه سفر ناگزير گرديد . اما دورميش خان به معاونت راى رزين دستور كاردان در صدد آبادانى ولايت خراسان درآمده قرى و مزارع ويران را مزروع و آبادان ساخت و به اشارت وافى بشارت شهريار جهان و جهانيان رايت اقتدار زينل خان را به تفويض ايالت استراباد به ذروهء چرخ برين افراخت و زين الدين سلطان را به حكومت نيشابور و اسفرايين تعيين و احمد سلطان افشار را به حكومت فراه مسند نشين فرمود ، و احمد بيك را كه از اعاظم امراى وى بود به التماس قدوم شاهزادهء مظفر لوا سام ميرزا و عرض بعضى از مهام خراسان به درگاه عرش -

--> ( 1 ) - سورهء نساء ، آيهء 123 .